این سه نفر

 هر چه قدر بگوییم مردها فلان، زن ها فلان،

یا تنهایی خوب است و دنیا زشت

آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر می زند.

نوشته شده در دوشنبه 12 خرداد1393ساعت 7:25 بعد از ظهر توسط نعیمه|

این هم از اتفاقات خوبه دنیا است . یه طرفه این دنیا روز پدره و طرفه دیگه روز مادر... یه ور دنیا مادرای مهربون کادو میگیرن و اون یکی طرف پدرا... ما هم این وسط نشستیم یه بار به این وریا تبریک میگیم یه بار به اون وریا :)) کلا سرخوش ایم هاااااااا  :))))


نوشته شده در دوشنبه 22 اردیبهشت1393ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط نعیمه|

کتاب "چرا اتفاقات بد برای ادم های خوب می افتد؟" را شدیدا به شما دوست عزیز توصیه میکنم. به این دلیل که:

1- قطعا تمام ما ادم ها اتفاقات تلخ و رویداد های غیر قابل تحمل را توی زندگیمان تجربه کرده و خواهیم کرد :(

2- ما جزء ادم های خوب این دنیا هستیم :)

3- حالا این سوال پیش می اید که چرا این اتفاقات بد باید برای ما که خوبیم رخ می دهد؟؟؟ واقعا چرا؟

4- این کتاب از زبان کشیشی که پسر نوجوان خود را بر اثر بیماری نادری از دست می دهد، نوشته شده پس قطعا دیدگاهی الهی را دنبال میکند.

5- چرا وقتی دچار غم و شکستی در این دنیا می شویم از خدا خشمگین می شیم ؟؟؟

نوشته شده در شنبه 20 اردیبهشت1393ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط نعیمه|

خدا را شاکرم که نامگذاری هفته اول و صد البت ثبت این واقعه در وبلاگ کارگر افتاد و یک خوش قولی در کارنامه بنده ثبت شد:)

واقعیت اینه که بعد ازتموم شدن یک هفته هر چی تلاش کردم وارد فیس بوک بشم موفق نبودم. یعنی الان دیگه دست خالق متعال در ورود و خروج من به پروفایل فیس بوکم نقش داره هر وقت "او" بخواد :))))))

خیلی روی اسم هفته دوم فکر کردم. البته اینقدر چیزای ریز و درشت این روزا توی زندگی ام زیاده که  اولویت بندیش یه ذره سخته!!! ولی خوب بالاخره نامگذاری میکنم به نام ....."خواندن شبی 10 صفحه کتاب غیر درسی". 

با توجه به اینکه نمایشگاه کتاب برپا است و من امسال با وجود اینکه تهران هستم اما نمی خوام برم. تصمیم گرفتم که اول باید تمام کتاب هایی که خریدم رو  تموم کنم بعد کتاب جدید بخرم.... ان شاله سال دیگه یه سر نمایشگاه می زنم و کلی خرید خواهم کرد.:)

نوشته شده در سه شنبه 16 اردیبهشت1393ساعت 8:7 بعد از ظهر توسط نعیمه|

از این هفته تصمیم دارم یه اسم روی هفته ها بزارم بعد هم بهشون پایبند بشم. قول .... قول.... قول .... اصلا برای همین اومدم اینجا نوشتم تا هم یادم نره هم دوستای خوبم تلنگری بزنن بر این فکر فراموش کار من :)

این هفته نامگذاری شد به نام "بدون فیس بوک".


فیس بوک گاهی به شدت اعتیاد اور میشه جوری که گاهی چند بار توی روز میرم و سر میزنم. خوب این خیلی خوب نیست چون طبق اخرین تحقیقات فیس بوک افسردگی میاره . وقتی تو هر روز دوستاتو با تصاویر خوشرنگ و همیشه خندون با بچه های قد و نیم قد می بینی نتیجه اش چی میشه؟؟؟ اینکه سریع به زندگی خودت برگردی و بگی ای وای اینا همش شادن، اونا همش توی سفرن، فلانی چقدر خوشبخته و من ..... !! این من و چند نقطه بعدش یعنی تموم دوست من . پس پیش به سوی ترک اعتیاد فیس بوک. حداقل برای یک هفته قرار نیست اکانتمو چک کنم. تا شاید رستگار شوم :)

نوشته شده در یکشنبه 7 اردیبهشت1393ساعت 8:48 بعد از ظهر توسط نعیمه|

هر آدمی توی زندگی یک نفر بخصوص را می‌خواهد 
یک نفر که بی‌قید و شرط عاشقش باشد .. 
یک نفر که با او، خود خودش باشد، بی‌هیچ نقابی ! 
یک نفر که بی‌هراس از موهای ژولیده و صورت رنگ پریده‌ات، با‌‌ همان قیافه به آغوشش پناه ببری، و سر روی شانه‌هایش بگذاری ... 
زن و مرد هم ندارد؛ توی زندگی مرد‌ها هم باید زنی باشد، 
که صورت ِ آفتاب خورده و عرق کرده و ته ریش نامنظمشان را 
به اندازه ی صورت هفت تیغه ی ادکلن زده دوست داشته باشد، 
شاید هم بیشتر.…!!!
آدم‌ها توی یک زندگی یک نفر بخصوص را می‌خواهند 
که برایش درد دل کنند، بی‌آنکه بترسند، 
بی‌آنکه هراس داشته باشند از حرف‌هایشان .. 
یک نفر که آن‌ها را‌‌ همان طور که هستند دوست داشته باشد،‌‌ 
همان طور غمگین،‌‌ همان طور شیطان،‌‌ همان طور پر حرف؛‌‌ 
همان طور ساکت،‌‌ همان طور غُرغُرو و‌‌ همان طور شلخته! 
آدمی که وقت ِ آمدنش آرام شوی 
و مثل چشمه از حرف‌های نگفته قُل قُل کنی و بجوشی... 
آدمی که ساعت ِ دیدارش بخواهی بدوی جلوی آینه 
که "نکند مقبولش نباشم" آدم ِ تو نیست !
توی زندگی هر کس، یک نفر بخصوص "باید" باشد...
نوشته شده در سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط راحیل|


آخرين مطالب
» واقعیت تنهایی!
» شیدا شدم!!!
» سوالی از اعماق وجود !!!
» خوش قولی
» هفته بدون فیس بوک
» يك نفر بخصوص
» بحرانی به نام بی شوهری!!!
» تجربه کاری 1
» نصیحت اخلاقی
» ناراحتی!
Design By : Pars Skin